قهرمان ميرزا عين السلطنه

1282

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

توت بسيار خوبى خورديم . كمتر جائى توت به خوبى توت شمران دارد . لله الحمد خوش گذشت . پنجشنبه 24 - منزل بودم هوا به‌شدت گرم شده است . ديروز عصر خانهء صدراعظم رفتم . صدراعظم نبود هركس مىآمد از دم در مراجعت مىكرد . اغلب شمران به ملاقات رفته‌اند . من محض ديدار ميرزا عبد الله خان پسرش رفته بودم . پيغام دادم از اندرون بيرون آمد . روبوسى كرديم . چاق شده . يك ساعت نشستم . از قم و مدت اقامت آنجا حكايت مىكرد . بيست ماه تمام توقف قم طول كشيد . خيلى از تنهائى و بيكارى آنجا شكوه مىكرد . قبل از اربعين مىگفت شاه تلگراف احوال‌پرسى زده ، دو روز بعد تلگراف احضارى به اين مضمون كه هواى قم گرم است طهران بيائيد . صبح آن روز سوار شده آمديم . متصل آدم مىآمد . همه عجالة خوشحال مىباشند . فخر الملك - معتضد السلطنه عصر امروز خانهء شاهزاده والى رفتم . تمام از همدان صحبت مىكرد . ما شمران بوديم آمدند . فخر الملك كردستان رفته براى حساب . حكم شده بود آنجا بماند او هم شاهزاده والى را روانه كرده و خودش به ده تازه‌اى كه كردستان خريده رفته تا اجازهء آمدن مرحمت شود و گويا احضار شده در همين چند روزه خواهد آمد . معتضد السلطنه آنجا آمد . يازده ماه پيشخدمت مخصوص و شب و روز خدمت شاه بود ، يك مرتبه خارج شد و حكم شد نيايد . طورى شاه مايل بود كه در ايام ناخوشى او را به كالسكه انداخته خدمت شاه مىبردند . هوس صدارت حكايتها مىكرد . ديروز شمران خدمت صدراعظم رفته بود . اسب خوبى پيشكش كرده است . هنوز خلعت نپوشيده . مىگفت من عرض كردم هركس مزاج شاه را بداند و مطلع باشد سفاهت است زيربار كارى برود . مقصودم او بود . سرى تكان داد . اما ديدم كه دلش براى صدارت غش مىكند و ابدا خوددارى ندارد . نه اين حرف را من مىزنم تمام شهر مىگويند كه اگر امين السلطان صدارت را قبول كند از امين الدوله كه سهل است از احمق‌ترين مردم اين شهر احمق‌تر است . چه اين دفعه به پاى كشتن او مىايستند و جانش هدر است .